تبليغاتX
عشق و زندگی

عشق و زندگی



دوستای گلم

این وبلاگ تا مدتی بسته میشه

شاید دیگه هیچوقت مثل اول شروع به کار نکنه ...

هرچیزی یه روز پیر میشه

حالا دیر یا زودش به خودش بستگی داره

اونقد از غم گفتنم که گاهی وقتا فک میکنم شادی واسه چیه؟!

 سعی میکنم دیگه مث ۱۰۰۰ نفر دیگه حرفام فقط و فقط پیش خودم بمونه

یه وبلاگ دیگه دارم که فقط میتونین اهنگ دانلود کنید

اگه کاریم بود میتونین اونجا کامنت بزارین

ممنون از اینکه تا اینجاش همراهیم کردین

PerSiaN-MuSiC-

خداحافظ....

نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 1:40 توسط پریا |

گریه کن

زندگی واسه من چرا همش غم رقم زدی؟

دنیا مگه ازم چی دیدی؟!

هرجا میرم ....بهرکی تکیه میکنم میشکنه~

وزن غم و غصه های من زیباده یا مردی وجود نداره دیگه؟

ازت سیرم زندگی زیبا

سیر

خواستم باهات راه بیام...اما تو نخواستی

یادت باشه..

دنیا جونم...

دنیای ظاهری ~ با ادمای ظاهر پرستت..خیلی پستی

ادما شما چرا؟

دنیا همیشه حریص بوده...

شاید از نابودی بیمی نداره

اما شما چی؟

مگه شما مردم نیستین که روزی ۱۰۰۰دفه واسه خداتون خم و راست میشین ..

شما ها که میگین حلالم کن....شماها چرا؟~

مگه معنی حلالیت رو نمیدونین؟

شما  که میدونین روزی نابود میشین..چرا خودتونو به موج بی رحم دنیایی سپردین؟

اگه دنیا فقط از نظر من نامرده شماها از نظر دنیا نامرد ترین...

چی بگم!

بعد کلی اومدم پستی بدم..

اما به چه امیدی؟!

وقتی بی امیدی از امید بهت  نزدیکتره...

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 توسط پریا |

مگه نه!؟

همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود .....
اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........
نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود ...
یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه .....................
و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........
دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم .
می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و
هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه ............
تو درياي ترين ترسيم يك موج تو تنها جاده دل تا خدايي
تو مثل شوق يك كودك لطيفي تو مثل عطر يك گلدان رهايي
تو مثل نغمه موزون باران به روي اطلسي ها نازنيني و تا وقتي روحم مال اينجاست به روي صفحه دل مي نشيني
با بودن من غم تو دلت جون مي گيره مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره
اگه با موندن من باغ تو ويرونه مي شه ميرم اما مي دونم دل بي تو ديوونه
مي شه فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مي رسه كوه به كوه نمي رسه
آدم به آدم مي رسه مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري خورشيدي اما خبر از تنه سردم نداري



-------------------------------------


گيرم که سلام...به فرض که حالت رو بپرسم...سراغت رو بگيرم ...گدائيت را بکنم....
پرستشت رو نقاشی کنم....شعرت کنم...قابت کنم...کتابت کنم...و
قتی آنگونه ای که نبايد باشی هستی...
چه فرقی ميکنه؟...وقتی جواب دلم برات تنگ شده .....
خواهش ميکنمی هست که برای غريبه ترين رهگذرها هم خرج نميکنی من چه کنم...؟؟
خدايا ...من آلوده به گناهم...و تشنه رحمت تو ...تا از دريای بيکران خطاهايم عبورکنم..
نميدونم بعد ازمرگم چی به سرخاطراتم ميارن...فقط ميدونم دارم از يادت ميرم ....مگه نه؟؟؟

....

...

..

.

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:49 توسط پریا |